سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبانهای بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شدهاست.
شعر «شب تنهایی خوب» از دفتر «حجم سبز» که شهرتی فراوان برای سهراب سپهری در پی داشت، به گفته ی جلال خسروشاهی در سال ۱۳۴۳ هـ. ش. شبی که سهراب در شهر بنارس هند میان آوازهای شبانه ی پرندگان، صدای عجیب مرغی ناشناس را شنیده بود، سروده شد. (۱) شعر با سه توصیف از شب آغاز می شود:
شب تنهایی خوب
گوش کن
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
مطلب مهمی که ما را به حال و هوای سهراب در آن شب نزدیک می کند، آن است که بدانیم او در شبی از شب های کودکی خود نیز پرنده یی را در باغ دیده بود که ظاهرا چنان موجب شگفتی او شد که هرگز فراموشش نکرد. (۲) منظور از «دورترین مرغ جهان» چنانچه در ادامه ی شعر اشاره خواهد شد، ماه است. (۳) سهراب در شعر دیگری باز به مرغ ماه اشاره می کند:
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
جاده او را برای رفتن صدا می زند و سهراب می داند که برای گرفتن مرغ ماه، باید از تاریسکی چشم بردارد و آن قدر بالا برود که ماه با بهم زدن بالهایش، به نزدیک شدن بیش از حد او واکنش نشان دهد:
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است”
سهراب از شبی آرام و دلگشا می گوید که نور ماه بدون لکه ی ابری سراسر شب را روشن کرده بود. ترکیب «صدادارترین شاخه ی فصل» اشاره به هیاهوی پرندگان در لابلای شاخه های پر برگ درختان دارد. وی با شنیدن آواز ماه در میان آواز پرندگان از خانه بیرون می آید